روابط عمیق و با دوام چگونه بوجود می آید؟
 
هلال جام هلال وحدت و همدلی درجهان
آنچه که شما نیاز دارید
یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 12:34 ::  نويسنده : عبدی

سپس سئوال خوب دیگر این است که چرا و با کدام ویژگی ها، این رابطه ی بخصوص عمق و دوام بیشتری پیدا کرده است؟

شما چند لحظه چشم خود را ببندید و به عمیق ترین رابطه ی انسانی خود فکر کنید. رابطه ای که صمیمی است و به شما اجازه می دهد که با برهنگی عاطفی و رفتاری در این رابطه پَرسه بزنید. رابطه ای که اعتماد از ارکان مهم آنست. رابطه ای که رفت و آمد در آن انرژی زیاد مصرف نمی کند و معمولاً حال خوش را خوشتر و حال بد را بهتر می کند.
نمی دانم در این چند لحظه ای که چشم رویهم گذاشتید چه کسی به ذهن شما وارد شد، مادر، پدر، خواهر و برادر، همسر، دوست، یک معلم، روانشناس، همسایه، همکار یا...

حالا در پاسخ باین سئوال که چرا او و نه دیگری؟، قلمی به دست بگیرید و ویژگی های آن فرد بخصوص را یادداشت کنید و یادداشت را کنار بگذارید.
حالا به یافته های علمی توجه کنید و ببینید آیا تجربه ی شما و نتایج حاصله از مطالعات رفتار شناسی با هم تناسب دارند یا نه؟
روانشناسی و عصب شناسی رفتار بر این باور است که شرط اول برقراری روابط عمیق و بادوام، تجربه ی اولیه کودک در رابطه با مادر و پدر یا کسی که این نقش را ایفاء می کند است. نوعی از دلبستگی و دلبندی یا که دلبستگی امن یا خوانده می شود وقتی بین کودک و جهان عاطفی او بوجود می آید که والدین دارای ثبات رفتاری - خوش رفتاری و مهربانی - هم حسی و توان درک احساس کودک و تلاش در راه برآوردن نیازهای او را داشته باشند و لذا کودک خود را در جهانی مهربان و فراهم ساز و قابل پیش بینی بیابد. در این صورت است که «اطمینان» یا اعتماد در کودک بوجود می آید و کودک با اشتیاق به تماشای جهان و آدمهای جهان می رود و مشتاق و رابطه گرا می شود.
اما اعتماد کردن جسارت و شهامت می خواهد. بخصوص آنهائی که در دوران اولیه ی عمر از رابطه چیزی جز ترس و درد و رنج و بی ثباتی ندیده اند در تمام طول عمر حسرت نزدیک شدن به دیگران را در دل و وحشت از این نزدیکی را در ذهن، تواماً تجربه می کنند.

آگاهی از اینکه کجا و به چه کسی باید اعتماد کنیم راحت نیست. ما با احساس و لطافت و امید و خیالات شیرین، وارد رابطه می شویم ولی شوک خیانت، بی وفائی، طرد شدن، بطور ناگهانی احساس تعلق و اعتماد ما را ضربه ای کاری می زند، و درد و اضطراب و آشوب ناشی از این ضربه، به ما هشدار می دهد که دیگر به کسی اعتماد نکنیم.

همیشه برای از بین رفتن و یا آسیب دیدن اعتماد، ما به ضربه ای کاری نیاز نداریم. گاه یک عدم تفاهم کوچک، انتخاب کلمه ای آزار دهنده، کج خلقی و حتی تغییر صوت و صدا می تواند احساس اعتماد ما را آسیب بزند. البته گاه ما تظاهر می کنیم که تغییری در احساس ما بوجود نیامده است، اما لایه های عمیق تر حس ما این «تلنگر» را یادداشت کرده است.
احساس اعتماد و «اطمینان» با ما به دنیا نمی آید، زندگی آموزگاران متعددی را سر راه ما قرار می دهد. والدین ما، یک پرستار، یک معلم، اعضاء دیگر خانواده، یک دوست، یک همکار و بالاخره یک همسر.
خوب یا بَد کودکی سپری می شود و یا ما، در کودکی می آموزیم که اعتماد کنیم و یا بر عکس هر دوی این حالات، یادگرفته های ما بعنوان کودک است و ما هم اعتماد و هم بی اعتمادی را در دوران بزرگسالی باید دوباره بررسی و ارزیابی کنیم.

بزرگترین دشمن اعتماد که ضمناً می تواند ما را از تجربیات خوب نیز محروم کند ترس های ماست. ترسها، ما را به تظاهر و وانمود سازی می برند، یکی باین دلیل که وحشت از طرد شدن در ما کمتر می شود و دوم اینکه کسی خود واقعی ما را نمی بیند که حمله کند و ما بسیار دلشکسته شویم.
در دنیای واقعی باید اعتماد اصل روابط انسانی و خیانت غیر عادی باشد. ولی در واقعیت بسیاری از مواقع وقتی اولین تجربیات ما از رابطه:
* خشونت
*وحشت
*بی توجهی و سردی
*انتقاد و مقایسه
*شرم و سرافکندگی
*طرد و وانهادگی
*بی مهری
* چگونه باید اعتماد کنیم.
«اطمینان» چیست؟
* آیا اعتماد یک احساس است؟
* آیا یک واژه است؟
آیا یک تجربه است که در حافظه جای گرفته؟
* آیا یک مهارت است و می شود کسب کرد؟
* آیا انواع مختلف دارد؟

خانم «سینتیا وال» در کتاب
The Courage to Trust
می نویسد:
اعتماد در درون خویشتن ما یا «Self» ما تجربه می شود. ولی باید بدانیم که ما سه هسته ی اصلی در خویشتن داریم.
اول کودک درونی ما که باین دلیل اعتماد می کند که کودک وار به دنبال رابطه، خوشی و بازیگوشی با دیگری است. احساس تعلق برای این «کودک درون» نقش حیاتی و تنازع بقائی دارد و بهمین دلیل است که خوش خیال در رابطه بازیگوشی می کند. کودک درون ما مایل است این خوش خیالی در همه ی عمر ادامه پیدا کند و بهمین دلیل وقتی در رابطه خِلل یا نشانه ای منفی ظاهر می شود این بخش از «خویشتن ما»، به دوست داشتنی بودن خود شک می کند و شرم و ترس او را محاصره می کند.
بخش دوم خویشتن ما که خویشتن حفاظتی ماست، وقتی «کودک درون» را ترس و شرم و تردید محاصره کرد، فوراً وارد عمل می شود و با خشم طرف مقابل را عقب می زند تا جلوی آسیب را بگیرد. این بخش از وجود ما برای حفاظت از تکرار این درد، یک نقاد درونی نیز می آفریند که دائم به ما هشدار بدهد که دلت را برای همه باز نکن. وقتی این محافظ درونی خیلی درد تجربه کند گاه بفکر «خود کشی» می افتد که ما را در برابر دردِ غیر قابل تحمل این ضربه، محافظت کند.

بخش سوم خویشتن ما بخش بالغ و بزرگسال است که تلاش می کند، رابطه را حفظ کند و البته این تلاش بخصوص وقتی کودک درون خیلی درد و آزردگی تجربه می کند، همیشه موفق نیست. ولی بهترین بخش از وجود ماست که تلاش می کند ما را به واقع بینی و مصلحت اندیشی راهنمائی کند. وقتی که ما حتی در ضربه های سخت ارتباطی، اعتماد و حرمت به خویش را فراموش نمی کنیم، ما به شیوه ای تسلیم بخش بالغ خود شده ایم و به کنترل او در آمده ایم. بخش بالغ ما، کودک درون و مراقبت درونی را پیوسته احتیاج دارد، تا به حیات خود ادامه دهد. نیاز و هدف هر بخش از خویشتن ما با یکدیگر متفاوت است ولی هر سه بخش با هم در داد و ستد است.
سه بخش خویشتن ما هر کدام تعریفی و تفسیری از اعتماد «Trust» و لذا ما با سه نوع اعتماد و سیستم اعتمادی سر و کار داریم.
سه گونه اعتماد عبارتست از «اعتماد به خود»، «اعتماد به آینده ی بهتر» و بالاخره اعتماد به دیگران.
ضعف در هر یک از این سه سیستم اعتماد، سبب می گردد که ما به اشکال مختلف به بی اعتمادی گرفتار بشویم.
بعنوان مثال وقتی که ما به خودمان اعتماد نداریم و به آینده هم خوشبین نیستیم، گرفتار ترس و تردید بسیار می شویم و اگر به دیگران اعتماد نداریم گرفتار سیستم ملامت و سرزنش و مقصر دانستن دیگران می شویم.
سوی دیگر این سیستم وحشت از این است که دیگران ما را ملامت و یا سرزنش کنند.سیستم اعتمادی ما می تواند سیستمی سالم و یا ناسالم باشد. سیستم نا سالم اعتمادی می تواند ما را بیک زندگی پر تنش و روابط پرخطر عاطفی بکشاند.


 


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





درباره وبلاگ


حالا که آمدی مهمونی پس یه صلوات نثار روح پرفتوح شهدای اسلام بکن !
آخرین مطالب

نويسندگان



ورود اعضا:


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 21
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 23
بازدید ماه : 23
بازدید کل : 126549
تعداد مطالب : 299
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1